چرا تارزان ریش و سبیل ندارد؟؟؟

       نمیدانم ساعت چند است.فقط می‌دانم خیلی‌ از نیمه شب گذشته است.خیلی‌ خسته ام.نمیدانم  چرا انگار خانهی همسایهی  ما اول شب است؟ از خانه شان انواع اقسام صدا  بیرون می‌‌آید. جای شکرش باقیست که اتاق خوابشان چسبیده به اتاق من نیست وگرنه باید انواع صدای بی‌ ناموسی را تا صبح تحمل می‌کردم.

       الان هم فکر می‌کنم عروسی‌ گرفته اند و مطمئناً  عروس‌شان کم است که با اجازه شما بعد از نوشتن این پست به آنها اضافه می شوم و نقش عروس را ایفا می‌کنم.ورود اطفال ممنوع است(حتی شما دوست عزیز).یک فکری به سرم زده است که هیچ جوابی‌ برایش ندارم اگر به نتیجه‌ای رسیدید با خبرم کنین.چرا تارزان ریش و سبیل ندارد؟(به یابنده ی این جواب یک سبد لباس چرک به منظور شستن جایزه داده می شود).

 

       امروز بخاطر سه واحد که  دانشگاه دیگر می خوام مهمان بشوم کلی دویدم.آدم را هی‌ از این ساختمان به آن ساختمان میفرستند.پا واسم نمانده. تا خرما یه ما را نخورند بی‌خیال نمیشوند( خدا نکند)تازه امروز فهمیدم چقدر آدم معروفی هستم و همه من را میشناسند در حال بالا و پایین کردن پله ‌ها مدام اسمم را صدا میکردند بخاطر همین کارم خیلی‌ طول کشید چون مجبور می‌‌شدم با هر کدام از دوستانم پنج دقیقه احوال پرسی‌ کنم.می‌خوام برم سر اصل مطلب چیزی که الان می‌خوام برایتان بگم روایتی که حاجی خدا بیامرز واسم تعریف کرده. هر کسی‌ که این متن را خواند باید صد و بیست ختم قرآن و پانصد رکعت نماز مستحب و شصت روز رزه و صد و بیست هزار تا صلوات  برای آمرزش روح  حاجی  ادا کند.محبوبیت حاجی اینجا از من بیشتر است و اکثرا خواستند از او بگویم.یادتان باشد چند روز دیگه که آدم معروفی شدم شما را تحویل نمی گیرم و باید برای گرفتن امضا به آخر صف بروید .

 یادم می‌‌آید حاجی تعریف می‌‌کرد:فا حشه‌ای در بغداد زندگی‌ میکرده  که مشهورتر از او در  آن زمان  در امر فا حشه گی وجود نداشته است .روزی فا حشه در کوچه‌های بغداد در حال گذ شتن بود که خانه‌ای را می‌بیند که در ش باز  و پیر مردی در حال گریه و التماس از خدا بود.وارد خانه می‌‌شود و از پیر مرد می‌‌پرسد تو که این همه اشک می‌ریزی و ناله میکنی‌ خدایت تو را می‌‌بخشد؟ پیر مرد در جواب می‌گوید:خدای من آنقدر بزرگ است که اگر فاحشه ی بغداد هم از او طلب بخشش نماید او را می‌‌بخشد. فاحشه با شنیدن حرف‌های پیر مرد توبه می‌کند و سعی‌ در جبران اعمال گذشته بر می آ ید.در نهایت داناترین و زاهدترین زن در شهر بغداد می شود.

از امام صادق(ع) روایت شده است: اگر بنده ی مومن توبه نصوح کند خداوند او را دوست می‌دارد و گناهان او در دنیا و آخرت می‌‌پوشاند.راوی می‌گوید: چگونه خداوند گناهانش را می‌‌پوشاند؟ فرمود: فرشتگانی که مامور ثبت گناهان اویند کارهای زشت او را از یاد می برند و خداوند به اعضای بدن او فرمان می دهد تا گناهانش را پنهان سازند و به نقطه‌های زمین‌های که در آنها به گناه آلواد شده دستور می دهد تا گناهان او را در هر جای که از او دیده اند بپوشاند و به هنگامی که به دیدار خدا می‌‌شتابد هیچ چیزی نیست که گناهان او را گواهی کند.

     پ.ن:

    می خوام اسم وبلاگم رو عوض کنم. به نظرتون چه اسمی بذارم؟

 

 

/ 32 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه نیمه جون زخمی

بچه اول مامانمه... منم دومم! یه سال از من بزرگتره... به خدا شماره ی شناسنومه شو نمیدونم چنده! واسه چی بچه خاله را باید بکشم؟؟ مگه چه بدی در حقت کرده؟ بد کرده میخواد تو رو به آرزوت برسونه؟[نیشخند]

محمد Mohammad

سلااااااااااااام خوبی همراه همیشه کلبه تنهائی من؟؟ عصر شنبه 2 آبان ماهت به خیر و شادی و لطافت دوري وقتي مي بينم اينقدر دوري... مي شکنم... من آپیدم و منتظر قدوم مبارکت که با قلم خوبت برام یادداستی بنویسی شاداب باشی[گل][قلب]

سپیدار

ای کاش خدا بهمون فرصت توبه کردن اونم از نوع نصوح رو بده [ناراحت][گل][گل][گل][گل]

امید

سلام تعدادی از دلنوشته های زیباتون رو خوندم قلم زیبا و صمیمی دارید ن والقلم و ما یسطرون ارزو میکنم ن قلمتان همیشه سطر به سطر شود باز هم خواهم امد مانا باشید یا حق امید

محمد Mohammad

سلااااااااااام خوبی عزیزم؟؟ عیــــــــــــــــد آمد و عیـــــــــــــــد آمد این عیــــــــــــــد سعیــــــــــــد آمد میلاد با برکت هشتمین اختر تابناک ولایت و امامت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) بر تو و خانوادت مبارک باشه امیدوارم زیر سایه آقا امام رضا(ع) در ضل توجهات امام عصر باشم ممنون از حضورت شاداب باشی[قلب][گل][گل]

محمد Mohammad

سلاااااااااااااااام خوبی شیما جـــــــــان؟ بنام حضرت دوست صبح شنبه 9 آبان ماهت در این روز لطیف بارانی و اولین روز هفته به خوبی و خوشی باشه انشاالله ممنون که نگاه گرمت را در قاب شیشه ای وبلاگ بنده چرخاندی. قدم رنجه کردی و منم از روی ادب خدمت رسیدم. آپیدم دوست داشتی بازم بیا و منو تنها نذار و خوشحالم کن که انسانها کنار هم درد را احساس نمیکنند همچنان منتظر قدوم پاک دوستان بر کلبه حقیر وبلاگم هستم. شاداب باشی[گل][قلب]

روياي تنها

سلام دوست خوبم [لبخند] عيدت مبارك باشه [گل] آپ كردم دوست داشتي يه سري هم به من بزن[پلک] يا علي [خداحافظ]